أيوب صبري باشا (پاشا) (مترجم: عبد الرسول منشى)

347

مرآة الحرمين (سفرنامه مكه) (فارسى) ( چاپ مركز پژوهشى ميراث مكتوب ، 1382 ش )

بن حممة الدوسى كه از اولاد دوس بن عدنان بن عبد اللّه بن زهران بن كعب بن الحرث بن كعب بن عبد اللّه بن مالك بن نضر بن الاسد بن الغوث با قبايل خثعم و بجيله كه در ارض دوس بودند به صنم ذو الخاصه نام و طايفه‌اى از قريشيان با بعضى از جماعت قبيلهء بنى كنانه به عزى نام وثنى كه در خارج مكّهء معظّمه در موقع بطن نخله سعد بن ظالم ترتيب كرده بود پرستش مىنمودند ؛ و براى خدمت خانه كه صنم مذكور در آنجا مركوز بود افراد قبيلهء بنى شيبان كه از حلفاى ابوطالب به سليم بن منصور بن عكرمة بن خصفة بن قيس بن عيلان منتهى مىشدند مأمور و مقرر بودند . از مورّخين كه عزّى را تعريف كرده‌اند بعضى گفته‌اند : عزّى شجرهء عظيمه‌اى است ؛ و طايفه‌اى گفته‌اند : بيت الصنم است ؛ و طايفه‌اى هم برآنند كه : صنم اعظم است . كسانى كه مدّعى آنند كه شجرهء عظيمه بوده است گفته‌اند كه : سعد بن ظالم رئيس قبيلهء بنى غطفان روزى به مكه آمده ، بعد از طواف بيت معظم ، سعى نمودن اهالى مكّه را در ميان صفا و مروه ديده و حسد نموده است و از رملستان مسجد الحرام سه عدد و از كوههاى صفا و مروه نيز از هريك يك پارچه سنگ برداشته به مقر بنى غطفان كه بطن نخله بود معاودت كرده سنگى را كه از صفا گرفته بود به محلى و سنگى را نيز كه از مروه برداشته بود در مقابل آن ركز نموده و سنگهايى را هم كه از حرم شريف گرفته بود به درختى كه در ميان اين دو سنگ بود تكيه داد . پس از آن حشرات و حيواناتى را كه بر سر خود جمع كرده بود خطاب كرده و گفت : اى قوم من ، اهل مكّه ، كعبه را طواف و در ميان مروه و صفا سعى نموده الوهيّت كعبه و صفا و مروه را اقرار و اعتراف مىنمايند ؛ و به احجارى كه آورده بود اشاره كرده و گفت : يكى از اينها صفا و ديگر مروهء ما بشود و اين درخت نيز كعبهء ما باشد . پس از اين ، اينان را معبود خوى قرار داده و آنان را اطاعت و عبادت نماييم . چون مشار اليه غطفانيان را به پرستش عزّى سوق نمود به رأى سخيف سعد را به خوبى قبول و تلقى نموده سدانت او را به سليم بن منصور بن عكرمة بن خصفة بن قيس بن عيلان كه از اولاد بنى شيبان بود احاله كرده تا عصر سعادت به پرستش عزّى قيام و